به گزارش تحریریه، جی دی ونس، در ۹ و ۱۰ فوریه در سفری از پیش برنامهریزی شده از ارمنستان و آذربایجان دیدار کرد. این سفر در تداوم توافقات اوت ۲۰۲۵ قرار دارد. همزمانی سفر مذکور با تحولات مرتبط با ایران گمانههایی را در محافل تحلیلی برانگیخته است. صحت سنجی ارتباط این سفر با تحولات مرتبط با ایران نیازمند واکاوی ماهیت، اهداف و دستاوردهای این سفر است.
ماهیت سفر
سفر از پیش برنامهریزیشده لزوماً به معنای بیربط بودن آن به تحولات جاری در ایران نیست. سفر ونس میتواند به عنوان ارسال سیگنالهای دیپلماتیک به ویژه بعد از سفر وزیر دفاع ایران به باکو تلقی میشود. مواضع پیشین ونس در زمان سناتوری نشان میدهد که وی تشدید فشار حداکثری بر علیه ایران را راهکاری منطقیتر از جنگ تلقی میکند. بنابراین ماهیت سفر ونس میتواند در راستای اعمال فشار بر ایران نیز تلقی شود.
تا پیش از تحولات ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی قفقاز در سالهای اخیر، واشنگتن نگاهی کاملاً مجموعهای به کشورهای این منطقه داشت. به گونهای که سفر مقامات آمریکایی به قفقاز شامل هر سه کشور و در بسیاری از موارد جمهوری خودخوانده قرهباغ نیز میشد. اما سفر ونس دارای خصیصههای راهبردیِ منحصر به جمهوری آذربایجان و ارمنستان به عنوان دو کشور با اهمیت راهبردی است.
از نظر بسیاری از تحلیلگران اعزام معاون رئیس جمهور به جای شخص ترامپ به معنای کم اهمیت بودن قفقاز برای آمریکا است. این نکته اگرچه به لحاظ دیپلماتیک مهم است اما به هیچ وجه نمیتواند اهمیت استراتژیک قفقاز را برای آمریکا زیر سئوال ببرد. امضای موافقتنامه استراتژیک میان ونس و علیاف به خوبی گویای ماهیت استراتژیک این سفر است.
اهداف سفر
اهداف سفر حول سه محور «توافق سهجانبه کاخ سفید»، «تثبیت مسیرهای ترانزیتی» و حمایت از «روند صلح ارمنستان–آذربایجان» قابل پیکربندی است. توافقاتی که در اوت ۲۰۲۵ انجام شد علاوه بر توافقنامه سهجانبه با محوریت «مسیر ترامپ»، شامل برخی از تفاهامات دوجانبه میان واشنگتن و هریک از طرفین به صورت جداگانه بود. یکی از اهداف این سفر پیگیری تفاهمات کلی بوده که پیشتر در کاخ سفید حاصل شده بود. در این سفر بخشی از توافقات کلان به شکل قرارداد اجرایی در آمد.
بخشی از سفر ونس در پرتو تحرکات دیپلماتیک اخیر آمریکا در آسیای مرکزی و برگزاری نشست C۵+۱ در واشنگتن قابل درک است. تثبیت روابط با آذربایجان و ارمنستان از جمله اهدافی است که امتداد آن به آسیای مرکزی کشیده خواهد شد. نزدیکی تدریجی آمریکا و ترکمنستان به منظور توسعه مسیر ترنس خزر شاهدی بر این مدعا است.
کاهش نفوذ ساختاری روسیه در آذربایجان و به ویژه در ارمنستان از جمله اهداف اصلی آمریکا در قفقاز تلقی میشود. فاصله گرفتن تدریجی گرجستان از غرب باعث شده است که آمریکا کاهش نفوذ روسیه در آذربایجان و ارمنستان را به طور جدیتر پیگیری کند. نخستوزیر گرجستان پس از سفر ونس نگرانی تفلیس از بیتوجهی آمریکا را اعلام و آمادگی گرجستان را برای تقویت روابط استراتژیک با آمریکا اعلام داشته است.
علاوه بر موارد فوق تقویت مناسبات در حوزه دفاعی- امنیتی و همچنین تضمین امنیت انرژی از دیگر اهداف سفر ونس بوده است. به منظور تحقق اهداف مورد اشاره توافقنامههایی امضاء شده است که در ادامه به آن اشاره شده است.
دستاوردهای سفر
از مهمترین دستاوردهای سفر ونس امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک با آذربایجان بود. این سند چارچوب همکاریهای بلندمدت میان دو کشور را در حوزههایی مانند امنیت، تجارت، انرژی و ارتباطات برای بلند مدت تعیین میکند. نمونه مشابه این سند در دوره بایدن میان ایروان و واشنگتن امضاء شده بود.
از دیگر دستاوردها، قرارداد احداث نیروگاه هستهای ماژولار در ارمنستان است که راه را برای کاهش و قطع وابستگی ایروان به نیروگاه هستهای متسامور روسیه فراهم میکند. ارزش این قرارداد ۹ میلیارد دلار برآورد شده است.
در این سفر پهبادهای شناسایی V-BAT به ارزش ۱۱ میلیادر دلار به ایروان فروخته شد. این پهبادها میتواند در راستای تامین امنیت دالان ترامپ و چه بسا جاسوسی بر علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد. همچنین در بیانیه مشترک مطبوعاتی ونس و علیاف بیان شده که آمریکا به زودی کشتیهای جنگی کوچک به باکو خواهد فروخت.
سفر ونس به قفقاز نشان میدهد که جمهوری ارمنستان و به ویژه آذربایجان اهمیتی فراتر از مجموعه قفقاز جنوبی برای آمریکا یافته است. اهمیت فرامنطقهای باکو و ایروان برای آمریکا به صورت دوجانبه و در چارچوب قراردادهای مشخص توسط واشنگتن دنبال میشود که بخشی از آن به کاهش نفوذ تهران در قفقاز و اعمال فشار بر ایران منجر خواهد شد.
منبع: اندیشکده تهران
پایان/













نظر شما